محمد تقي جعفري

42

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حيات ديگرى تلقى نمايد . اين مطلب در ادعاهاى ديگر مكتبهاى بشرى از عامل اشباع لذت روانى و يا موجه نشاندادن جنبهء ادبى مكتب تجاوز نمىكند ، در صورتى كه در جامعهء اسلامى اين وابستگى حيات ، حقيقتى جدى تلقى مىگردد . اين جمله كه « اگر پس از چنين حادثهء دلخراش ، مرد مسلمان از شدت تأسف بميرد ، مورد ملامت نخواهد بود ، بلكه در نظر من مرگ براى انسان مسلمان به جهت تأثر از اين فاجعه ، امرى است شايسته و با مورد . » از امير المؤمنين على بن ابي طالب ( ع ) صادر گشته است . على بن ابي طالب شاعر نيست ، او حيات را جدىتر از آن ميداند كه با ذوق شاعرانه و لطايف ادبى حيات را تفسير نمايد . على بن ابي طالب كسى است كه نمىخواهد با سخنان جالب موقعيتى در جامعه براى خود باز كند ، زيرا كسى احتياج به باز كردن موقعيت در جامعه دارد كه شهرت اجتماعى و محبوبيت در ميان مردم را هدف زندگى خود قرار داده است و ما مىدانيم كه اين گونه هدفگيرىها و تفكرات كودكانه و كوته بينانه ، پستتر از آن مىباشند كه شخصيت على بن ابي طالب را اشغال نمايند ، و آنگهى راه باز كردن موقعيت در جامعه نيازمند سازشكارىها و بازيگريهاى سياسى معمولى است كه روح على بن ابي طالب از آنها بيزار است چنان كه از شعرپردازى و لطيفه گوئىهاى مبتذل كه حتى ستمكاران و به بازى - گيرندگان حيات انسانها نيز گاهگاهى به زبان مىآورند ، بيزار است . ما يقين داريم كه جملات فوق از اعماق جان على بن ابي طالب برآمده ، با شنيدن فاجعه اى كه سفيان غامدى بوجود آورده بود مرگ را تجسيم كرده است ، زيرا با اختلال حيات فردى كه در جامعهء او زندگى مىكرده است ، حيات طبيعى خود را مختل مىديده است . البته جاى ترديد نيست كه عظمت و واقعيت جملهء فوق براى مردم و پيشتازانى كه حقيقتى بعنوان « حيات مشترك انسانها » براى آنان مطرح نبوده و آن را خيالات و اوهام مىدانند ، نه تنها قابل هضم نيست ، بلكه شايد خنده آور هم بوده باشد ، بگذاريد آنان به اين گونه جملات